وقتی میخواهید یک شخص یا چیز را با یک جملهٔ کامل بهجای یک صفت تنها توصیف کنید، سراغ کلمهای مانند «که» میروید: مردی که آنجا ایستاده پدر من است. آلمانی ابزاری بسیار مشابه به نام Relativsatz (جملهٔ موصولی) دارد، اما کمی دقیقتر است، چون ضمیر موصولی آن نهتنها بر پایهٔ جنس و شمارِ اسمی که توصیف میکند، بلکه بر پایهٔ نقش دستوری آن درونِ خودِ جملهٔ موصولی نیز تعیین میشود.
چرا به این ساختار نیاز داریم؟ چون ارتباط طبیعی در این سطح مستلزم ترکیب اطلاعات در جملههای بلندتر و روانتر است، بهجای تکهتکهکردن گفتار به قطعههای کوتاه و جدا. بهجای گفتن «زنی را میشناسم. آن زن در برلین زندگی میکند»، آنها را در یک جملهٔ زیبا ادغام میکنید: Die Frau, die ich kenne, kommt aus Berlin.
این سازوکار بر دو اصل جداگانه استوار است که باید از هم متمایز نگه داشته شوند. نخست، جنس و شمارِ ضمیر موصولی (der/die/das، یا در جمع die) از اسمی که در جملهٔ اصلی توصیف میکند گرفته میشود — یک تطابق معمولی، مطابقت با اسم در جنس و شمار. دوم، و این همان بخشی است که بیشتر زبانآموزان را شگفتزده میکند: حالتِ (Kasus) ضمیر موصولی (Nominativ، Akkusativ، Dativ، Genitiv) هیچ ربطی به نقش اسم در جملهٔ اصلی ندارد. این حالت منحصراً بر پایهٔ نقش آن درونِ خودِ جملهٔ موصولی تعیین میشود — آیا آنجا فاعل است؟ مفعول مستقیم؟ آیا پس از یک حرف اضافه میآید؟ خوشبختانه بیشتر ضمایر موصولی با حروف تعریف معینِ آشنا مطابقت دارند، با دو استثنا که ارزش از بر کردن دارند: Dativ جمع denen است، نه den، و Genitiv برای مذکر/خنثی dessen و برای مؤنث/جمع deren است.
قاعدهٔ سختگیرانهٔ دیگری بدون استثنا: فعل صرفشده همیشه به انتهای جملهٔ موصولی میرود، دقیقاً مانند هر جملهٔ پیرو که با weil یا dass آغاز میشود.
ایدهٔ کلیدی که باید نگه دارید این است که این ضمیر همزمان دو تکه اطلاعات را حمل میکند — جنس/شمار از یک سو، و حالت از سوی دیگر — بهجای آنکه یک رابطِ ثابت و بدون تغییر باقی بماند. رایجترین اشتباه انتخاب حالتِ ضمیر بر پایهٔ نقش اسم در جملهٔ اصلی است بهجای جملهٔ موصولی. زبانآموزان مینویسند Der Mann, der ich kenne بهجای شکل درست Der Mann, den ich kenne، چون der فاعل جملهٔ اصلی است — اما درونِ جملهٔ موصولی مفعول مستقیم است (من او را میشناسم)، پس باید Akkusativ باشد: den.